السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

271

تفسير الميزان ( فارسي )

خداى عز و جل اينطور يعنى بطور مطلق گفت : « من ذريه او را چنين . . . » با اينكه مادر مريم علم غيب نداشت و آينده يك كودك براى همه غيب است زيرا كه جز خداى سبحان كسى آن را نمىداند ، و در آنجا در پاسخ از اين اشكال گفتيم : او ( از جايى خبر داده شده بود ) مىدانست كه به زودى از شوهرش عمران صاحب فرزندى پسر ، و صالح مىشود و بعد از آنكه حامله شد و همسرش از دنيا رفت شكى نداشت كه حمل در شكمش همان پسرى است كه به او وعده داده‌اند و بعد از آنكه فرزند را زاييد و فهميد حدسش خطا رفته ، يقين كرد كه آن پسر موعود را به مريم مىدهند ، و او داراى ذريه است . به همين جهت نذرش را كه راجع به پسر بود به دختر مبدل كرد و دخترش را مريم ( زنى عابده و خادمه كنيسه ) نام نهاد و ذريه او را از شر شيطان رجيم به خدا پناه داد ، اين آن چيزى است كه دقت در كلام خدا آن را به ما مىفهماند . * ( « فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً » ) * كلمه « قبول » اگر با قيد « حسن » در كلام آيد معنايش همان تقبل است ، چون فرق تقبل با قبول اين است كه تقبل به معناى يك نوع قبول است و آن قبول با رضايت درونى است ، پس مىتوان گفت معناى جمله مورد بحث اين است كه خداى سبحان فرموده باشد : « فتقبلها ربها تقبلا » و اگر از كلمه « تقبلا » به جمله * ( « بِقَبُولٍ حَسَنٍ » ) * تعبير كرد براى اين بود كه بفهماند حسن قبول مقصود اصلى از كلام است ، علاوه بر اينكه تصريح كردن به حسن قبول اظهار حرمت و شرافتى براى مادر مريم است . و چون جمله مورد بحث در مقابل جمله * ( « وَإِنِّي سَمَّيْتُها . . . » ) * قرار گرفته ، مقتضاى انطباق دو جمله با هم اين است كه جمله مورد بحث ، قبول همان جمله * ( « وَإِنِّي سَمَّيْتُها . . . » ) * باشد ، و جمله * ( « وَأَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً » ) * هم قبول و اجابت جمله * ( « وَإِنِّي أُعِيذُها بِكَ . . . » ) * باشد . بنا بر اين منظور از تقبل او به قبولى حسن اين نيست كه با اين قبول همسر عمران به خدا تقرب جويد و در برابر عملى كه كرده به ثواب آخرت برسد ، براى اينكه نفرموده : « فتقبل نذرها » بلكه فرموده خود مريم را قبول كرد ، پس منظور قبول دختر او است ، بدان جهت كه مريم ناميده شده ، و در راه خدا محرر شده ، در نتيجه برگشت معناى عبارت به همان اصطفا است ، مىخواهد بفرمايد ما او را اصطفا كرديم ، چون در سابق گفتيم معناى اصطفا هم همين است كه شخص اصطفا شده براى خدا به تمام معناى كلمه تسليم باشد ، ( دقت فرماييد ) . و مراد از اينكه فرمود : او را به انباتى حسن رويانديم ، اين است كه رشد و پاكيزگى به او و به ذريه او داديم ، و به او و به هر يك از ذريه و شاخه اى كه از تنه درخت وجودى او